رضا شرفی میگوید: توی دفترم رفتوآمدها را ثبت میکنم به هشتتا که برسد، دور دسته کیف، روبان قرمز میپیچم، یعنی که میهمان امام رضاست و نوبت اصلاح رایگان رسیده است. او پس از ده سال استمرار در انجام این نیت، به آرزوی خادمیاش رسید.
محله
طبرسی شمالی
محله طبرسی شمالی در روزگاری که هنوز محله طبرسی شمالی جزو محدوده شهری نبود، بین مردم به کوی امامرضا (ع) معروف بود. دلیل این نامگذاری دیدهشدن گنبد حرمامامرضا (ع) از کوچههای محله بود که مردم از همینجا به امامرضا (ع) سلام میدادند. طبرسی شمالی دومین محله پرجمعیت مشهد است. این در حالی است که تنها ۳۳درصد محله، مسکونی است.
نرگس فتح اللهی و همراهانش پس از شهادت رهبری تصمیم گرفتند برای فضاآرایی محله، چادرهای مشکی بدون استفاده مردم را در قالب پویش چادر مشکی جمع و پرچم درست کنند.
خاطره جوان محله طبرسیشمالی به اول رمضان سال گذشته برمیگردد که در حضور آیتالله خامنهای قرآن تلاوت کرد و با تشویق این رهبرشهید، امید و انگیزهاش تقویت و مصمم شد همه توانش را در راه پیشبرد اهداف قرآنی صرف کند.
ازدحام جمعیت در معبرِ شناختهشده «مزینانی»، با چهارصدمتر طول و بیستفرعی، آنقدر زیاد است که تردد در آن برای عابران و خودروها، با دشواریهایی همراه است. میانبر بودن و ساختوسازهای غیرمجاز، از دلایل این تراکم به شمار میرود.
نرگس فتحاللهی میگوید: خانوادههای درگیر با آسیبهای اجتماعی را به مسجد جذب میکنیم تا از فضایی که برای مشاوره فراهم شده است، استفاده کنند. اگر نیاز به مشاوره تخصصی داشته باشند به استادان جهادی معرفی میکنیم.
نجمه رحمانی تابستان امسال، به واسطه یک دوست، گمشده خود را در دنیای طراحی پیدا کرد و با شرکت در دورههایی به میزبانی مسجد چهاردهمعصوم (ع) در محله شهید قربانی، تلاش کردهاست علاقهاش را به مهارت تبدیل کند.
با اعتمادبهنفس از دو سال پیش میگوید که کاراته را به فهرست دغدغهها و علاقهمندیهایش اضافه کرده است. او در مسابقات کاراته کشوری که آبان امسال برگزار شد، توانست در بخش کاتا مدال طلا را از آن خود کند.
محسن سخنسنج از مربیان جوان فوتبال مشهد است که در ۱۸ سالگی فوتبال را کنار میگذارد و از آن مربی گری را شروع میکند. او که فوتبال را از زمین قدس شروع کرده حالا مدرک درجه B آسیا را دارد.
مجید صالحیان ۲۵ سال پیش با شروع تعطیلات تابستانی، کار در یک مغازه خیاطی را شروع کرد و حالا تمام زندگی و هویت او با کارگاهی که با همراهی همسرش راه انداختند، گره خورده. از آنزمان فصل تازهای از کار و زندگیشان را شروع کردند.
داستان زندگی ابوالفضل عباسی حکایتی از عشق به ورزش، هدفگذاری، تلاش و پشتکار و درنهایت رسیدن به قلههای موفقیت در نوجوانی است. حاصل سهسال فعالیت سختکوشانه او در رشته رزمی کیکبوکسینگ، کسب سه مقام قهرمانی درخشان بود.
کلنگ مسجد و حسینیه و مجتمع فرهنگیدرمانی الامام علیبنموسیالرضا (ع) را خانواده ساداتموسوی و حیدری بر زمین زدند که در حدود ۲ هزار نفر هستند و همگی در این کار خیر سهیم شدند.
کانون حضرت خدیجه (س) که آغازش با احساس نیاز بانوان محله طبرسی شمالی، در میان کمبودهای فرهنگی شکل گرفت، حالا بعد از ۱۴ سال توانسته است بستر مناسبی را برای فعالیتهای فرهنگیوهنری خانمهای محله فراهم آورد.
محمد دلیرییساقی، پاکبان ۲۸ ساله محله طبرسیشمالی است. او بابت وظیفه شناسیاش مورد تقدیر و تشکر اهالی خیابان المهدی (عج) قرار گرفته که حتی از زدیدن پیکان یکی از همسایهها هم جلوگیری کرده است.
حسین نیکطلب، هنرمند فیروزه کوب قدیمی محله طبرسی شمالی جلوهای دیگر از تابلوی «عصر عاشورا»ی فرشچیان را با نمایش زنان مویهگر و اسب و خیمه و نخل، جملگی از جنس فیروزه، بر زمینهای از عقیق، ساخته است.
ملیحه کردستانی علاقهاش به خیاطی را با گذراندن دورههای سازمان فنیوحرفهای به نتیجه رساند. همین آموزشها پلی شد برای آشناییاش با سازمان بازآفرینی و دریچهای بهسوی کارآفرینی برایش گشوده شد.
راستکار میگوید: در کمتر از چندثانیه تصمیم گرفتیم از کپسولco۲ استفاده کنیم تا مواد غذایی آسیب نبیند. همین باعث شد شعلهها خاموش شوند و فقط بخشی از مواد غذایی کنار دیگ از بین برود.
ناصر آرین پس از بازگشتن از سفر حج در سال ۱۳۷۵ تمام فعالیتهای تجاریاش را کنار میگذارد و در یک طبقه از خانهاش با آموزش رایگان نویسندگی، تصویربرداری، دروس اخلاق و احکام به فعالیت میپردازد.
بانی مسجد حسینبنعلی (ع) میگوید: ساخت مسجد از آغاز انقلاب رقم خورد، اما سال ۵۸ تابلوی تاسیس آن بهطور رسمی نصب شد. آن روزها ما تازه به طبرسیشمالی ۳۰ آمده بودیم و در این محدوده مسجدی نبود.
لابه لای سماورها نیمتنهای از رستمجهانپهلوان و قهرمان ملی اسطورههای ایرانی است که با قلمزنی استاد روی ورقه برنجی سماور این هیئت هنرمندانه را پیدا کرده است.
دستمزد برای عباسعلی کاریزی اولویت ندارد؛ همین باعث شده که نیازمندان هم مشتری ثابت آرایشگاه او شوند. میگوید: مشتریهایم هرچه بدهند میگیرم. همین پول کم هم برکت دارد. دهپانزدهنفر هستند که ماهیانه میآیند و رایگان اصلاحشان میکنم.